آرشيو مطالب

فروردین 1393

اسفند 1392

بهمن 1392

دی 1392

آذر 1392

آبان 1392

مهر 1392

شهریور 1392

تیر 1392

خرداد 1392

اردیبهشت 1392

فروردین 1392

اسفند 1391

موضوعات

جوک

مذهبی

نجوم

مشاهیر

تاریخ جهان

تاریخ ایران

تاریخ

تاریخ ادبیات

شعر

آموزش

تاریخ ریاضی

ادبی

فیزیک

زمین

شیمی

زیست

علوم

ریاضی

عناوین مطالب وبلاگ


نويسندگان
یوسف


درباره وبلاگ



سلام من یک انسانم مثله همه.من همیشه دوست داشتم که یک وبلاگ علمی داشتم که توش از تمام چیز ها صحبت می شد .البته من یه وبلاگ این شکلی یعنی وبلگ علمیرو پیدا کردم که خیلی به دردم خورد. اسم وبلاگ بود گروه علمی تحقیقاتی مریخ نورد.خلاصه من هم به تکاپو افتادمو این وبلاگو توی 92/1/8راه اندازی کردم ومطمین بودم که بازدیدش خیلی کم باشه ولی استقبال زیاد بود تا امروزیعنی92/12/1بالای 12000نفر اومدن بازدید ومن هم بیشتر از پیش علاقه مند شدم ومطالبو بردم بالا.تا حالا دیدین که یه وبلاگ144تا مطلب داشته باشه ولی این وبلگ داره.اگه یه مطلبی به دستتون افتاد که دیدین مطلب خوبیه حتما اونو به ایمیلم ارسال کنین تا با نام خودتون در این وبلاگ ثبت بشه ویه قدمی توی بالا بودن اطلاعات عمومی بزارین با تشکر ایمیل اینجانب:amirpooya@chmail.irحتما به داشتن یا نداشت فاصله وبزرگی حروف دقت کنین
sajad1365927@yahoo.com

مطالب پیشین

به یاد تیتو ویلانوا

هواپیماهایی که رفتند و برنگشتند

کهکشان ها

تصاویر ناب و قدیمی از حرم امام رضا شاه خراسان

post

عاقبت قاتلان امام حسین (ع)

یه روز حوصله ام سر رفته بود.....

post

عکس‌های خنده‌دار از سوژه‌های ایرانی /سری جدید

post

تبلیغات


تبلیغات



آمار بازديد

:: تعداد بازديدها: 215
:: کاربر: Admin


معماری قلعه حسن صباح!

 

قلعه الموت را مردم محل «قلعه حسن» می‌نامند. این قلعه از دو بخش غربی و شرقی تشکیل شده است. هر بخش، به دو بخش: قلعه پایین و قلعه بالا تقسیم شده است

 



.:: ادامه ی مطلب ::.

نوشته شده توسط yooseph در یکشنبه 11 فروردین 1392

ارسال نظر(0)



لامپ ها:

در دنیای الکترونیک، لامپ ها انواع بسیار گوناگونی دارند و در شکل ها، اندازه ها و ولتاژ های گوناگونی ساخته می شوند. متداول ترین نوع لامپ ها لامپ معمولی است که از یک فنر که به پایه های نگه دارنده اش وصل است و در درون حباب شیشه ای قرار دارد تشکیل شده است و در داخل این حباب معمولاً گاز هلیوم وجود دارد.

متداول ترین لامپ معمولی لامپ 220 ولتی 100 وات می باشد.

انواع لامپ ها: لامپ حبابی (معمولی)، لامپ نئون، لامپ زنون، لامپ آرگون، لامپ هالوژنی، لامپ های UV(=Ultra Violet)، لامپ اشعه ی کاتدی، لامپ اشعه X و LED از انواع لامپ ها هستند.

 

الف) لامپ حبابی (معمولی):

همانطور که گفته شد این لامپ از یک فنر که به آن رشته می گویند و به پایه های نگه دارنده اش وصل است و در درون حباب شیشه ای قرار دارد تشکیل شده است و جنس این فنر از تنگستن است.

علت فنری بودن رشته کاهش طول آن می باشد و علت اینکه این لامپ از جنس

 

تنگستن است نقطه ذوب بالای تنگستن و مقاومت زیاد آن می باشد (33800C) چون

 

وقتی لامپ روشن است دمای رشته فنر آن به حدود 25000C می رسد و بیشتر

 

فلزات در این دما ذوب می شوند و یا اینکه مقاومت کافی ندارند تا به این دما برسند و

 

علت اینکه داخل شیشه لامپ گاز هلیوم (یا خلاء) می باشد این است که تنگستن در

 

دمای 25000C به راحتی با اکسیژن هوا واکنش داده و تبدیل به اکسید تننگستن که

 

پودری خاکستری رنگ است، می شود و برای جلوگیری از این واکنش آن را در درون محفظه ی خلاء قرار می دهند و همچنین گاز هلیوم می تواند گرمای فنر لامپ را به بیرون شیشه لامپ منتقل کند.

لامپ حبابی حبابی در ولتاژهای گوناگونی عرضه می شود. متداول ترین این ولتاژها عبارتند از:

1/5 V، 3 V، 6 V، 12 V و 220 V و طول فنر لامپ در هریک از این ولتاژ ها متفاوت است (کم یا زیاد است).

لامپ معمولی را در نقشه های شماتیک با نماد یا نشان می دهند و با حرف L یا Lamp آن را مشخص می کنند.

 

ب) لامپ های گازی دیگر:

لامپ نئون: این نوع لامپ را می توانید در فازمتر ها و در داخل بعضی از کلید های برق مشاهده کنید. همچنین در بعضی از مقازه ها نیز نوعی نوار نورانی قرمز قرار دارد که نوعی لامپ نئون است!

این لامپ در محفظه ای شیشه ای قرار دارد و در این محفظه دو الکترود و گاز نئون وجود دارد.

اگر ولتاژ دو سر این الکترود ها به حدود 100V برسد، گاز نئون از خودش نور تولید می کند و لامپ نئون روشن خواهد شد.

هرچه این ولتاژ بیشتر باشد، نور تولید شده ی این لامپ بیشتر می شود و اگر جریانی که از داخل گاز نئون در داخل شیشه عبور می کند، با افزایش ولتاژ زیاد شود، در این صورت لامپ به شدت داغ می شود و می سوزد به همین دلیل برای محدود کردن عبور این جریان در داخل لامپ، لامپ را با یک مقاومت سری می کنند (که این مقاومت را در فازمتر ها می بینید) که مقدار این مقاومت را می توان از رابطه ی زیر بدست آورد:

[(ولتاژ مورد نظر)-100V]÷(جریان عبوری از لامپ)=مقدار مقاومت

 

مقدار این مقاومت در فازمتر ها از 150KΩ به بالا است و شما می توانید برای ایمنی مقاومت 10MΩ (که رنگ های حلقه های آن به ترتیب برابر قهوه ای، سیاه، آبی می باشد) را با لامپ نئون موجود در فازمتر ها سری کنید و از آن به عنوان فازمتر استفاده کنید. شکل زیر یک لامپ نئون که به یک مقاومت 10MΩ وصل است ،نشان می دهد:

هرچه این لامپ نئون بزرگتر باشد باید مقاومتی که با آن سری است، مقاومتی با توان بیشتر انتخاب کرد (چون در لامپ های گازی بزرگ مانند لامپ نئونی که به صورت نوار قرمز در ورودی در بعضی از مغازه ها می بینید، جریان بیشتری از داخل لامپ عبور می کند و در نتیجه مقاومت داغ می شود).

نکته: لامپ مهتابی منزل شما نیز نوعی لامپ گازی می باشد که اگر ولتاژ دو سر این لامپ به حدود چند صد ولت برسد، روشن خواهد شد و برای محدود کردن جریان عبوری از لامپ مهتابی آن را با یک مقاومت سری می کنند که این مقاومت همان ترانس مهتابی می باشد.

 

سؤال: فیلامان چیست؟ اگر به دو طرف یک لامپ مهتابی نگاه کنید، در داخل لامپ دو رشته فنر در این دو طرف قرار دارد که به آن فیلامان می گویند.

 



نوشته شده توسط yooseph در یکشنبه 11 فروردین 1392

ارسال نظر(0)



تاریخچه پیدایش پول و بانک

 برای ورود به بحث بانک و بانکداری بهتر است ابتدا تاریخچه مختصری درباره این موضوع را مرور کنیم

 

همچنان که میدانید قبل از پیدایش پول در جوامع بشری انسانها برای داد و ستد کالا از کالاهایی استفاده می کردند که نقش واسطه بین کالا ها را ایفا می کرد ؛ ولی این راه مبادله بسیار ابتدایی و غیر قابل ادامه دادن بود  چرا که معایب زیادی داشت

 از جمله  اینکه عدم توانایی سنجش واقعی ارزش کالاها و خدمات مبادله شده – عدم تقسیم پذیری بطور دقیق مثلآ هنگامی که کالای واسطه گوسفند بود و مقدار کالای مبادله شده کمتر از یک گوسفند کامل بود و قرار نبود گوسفند تقسیم شود – عدم نیاز ارایه دهنده کالا و خدمات به کالای واسطه و یا مشکل حمل و نقل کالای واسطه و یا پیدا کردن محل مناسب برای ذخیره آن .

علاوه بر این اگر قرار بود مبادلات گسترش پیدا کند ممکن بود کالای واسطه مورد نظر برای تجارت و داد و ستد بیشتر به مقدار کافی در محل وجود نداشته باشد .

همه این مشکلات و مشکلات بسیار دیگری  باعث شد تا پول در شکل اولیه خود بوجود آید .

 

با بوجود آمدن پول از جنس فلزات قیمتی ( طلا و نقره ) بود که تجارت و داد وستد رشد بیشتری پیدا کرد ومشکل حجم زیاد کالاهای واسطه و همچنین تقسیم ناپذیری و ذخیره ناپذیری آن حل شد .

ارزش این نوع پولها برابر با ارزش  ذاتی آنها بود یعنی بسته به مقدار طلا یا نقره بکار رفته در ساخت آن ارزش پول تعیین می شد .

 

در این زمان بود که مشکلات دیگری برای تجارت پیش آمد از جمله جابجایی و نگهداری  این پولها که امکان سرقت آن بسیار زیاد بود .

 

در آن زمان که تجارت رو به گسترش از طریق دریا انجام می شد و حجم آن رشد قابل توجهی پیدا کرده بود ، شهرهای بندری اروپا به مراکز داد و ستد پولی تبدیل شد.

از جمله این شهر ها شهر ونیز ایتالیا بود که در آن شهر بندری بخاطر تجمع تجار و کشتیهای تجاری  ، شغل جدیدی ایجاد شد که همان صرافان اولیه بودند و کار آنان تبدیل و حواله پول به نقاط دور دست بود تا از این طریق تاجران بدون احساس خطر ازبه  سرقت رفتن پولهای فلزی و پر ارزش خود بتوانند بهای کالاهای خود را به مبدا حرکت خودشان باز گردانند .

این عمل به این صورت بود که افراد پول خود را در شهر ونیز به این افراد تحویل می دادند و در مقابل از آنان رسیدی دریافت می کردند بنام (recepta) و پس از رسیدن فرد به مقصد و ارایه آن رسید به نماینده صراف  اولیه در آن شهر می توانست پول خود را در یافت نماید ؛ که البته در مقابل این خدمت مبلغی بابت کارمزد از صاحب پول دریافت می شد .

 

تعداد این صرافان  به تدریج بیشتر شد و کارشان رونق گرفت . ایشان برای خود در بندرها  محل هایی  ساختند تا مردم برای حواله پول به آنان مراجعه کنند . این شغل در آن زمان بر روی نیمکت هایی  انجام می شد که در بندر ها قرار داشت

کلمه لاتین (banko) که  به معنای نیمکت می باشدنام  محلی بود که این صرافان در آن محل مشغول کار بودند .

نام بانک  نیز از این کلمه گرفته شده و رسیدهایی که بین افراد مبادله می شد  نوعی از پول کاغذی محسوب می شد که بعدها توسط بانکها به جریان افتاد .

 

همچنان که گفته شد با تاسیس  بانکهای رسمی به تدریج بعلت حجم بالای تجارت و عدم امکان جابجایی  مقادیر زیاد پول های فلزی و خطر های ناشی از آن ، نسل جدید پول به جریان افتاد و بر این اساس بود که هر کشور می توانست بر اساس میزان موجودی طلا و نقره موجود در خزانه کشور اقدام به نشر اسکناس یا پول کاغذی نماید و این فلزات گرانبها را بعنوان پشتوانه اسکناس در خزانه خود نگهداری کند .

 

البته تعیین ارزش پول هرکشور و برابری آن با ارزهای دیگر بحث هایی است که تحت کنترل سازمانهای بین المللی  مانند بانک جهانی  می باشد و در مطالب آینده در جای خود به آنها نیز خواهیم پرداخت .

 

امروزه پول به شکل جدید تری بوجود آمده مانند پول  پلاستیکی  و یا پول الکترونیک که ناشی از بانکداری الکترونیک می باشد

بزرگ‌ترین اسکناس تاریخ

این بزرگترین اسکناس تاریخ را که‌ اندازه‌اش به یک برگه سند قضایی می‌رسد، دولت فیلیپین در 1998 با ارزش 100‌هزار پزو چاپ کرده است. این اسکناس به مناسبت صدمین سالگرد استقلال فیلیپین از حاکمیت اسپانیایی‌ها چاپ شده بود و تنها در اختیار مجموعه‌داران قرار می‌گرفت. ارزش فروش هر برگه آن 180‌هزار پزو، معادل 3,700‌دلار بود.




گران‌ترین اسکناس تاریخ

عظیم‌ترین مبلغی که روی یک اسکناس درج شده به دوره اجرای طرح مارشال – بازسازی‌های پس از جنگ دوم – در انگلستان می‌رسد، که در آن زمان دولت اسکناس‌هایی به ارزش یك‌میلیون پوند چاپ می‌کرد. این اسکناس‌ها که در اصل برای استفاده دولت آمریکا طراحی شده بود، خیلی زود از دور خارج شد و در نتیجه تعداد بسیار انگشت شماری از آن به دست اشخاص عادی رسید. البته خارج از دور بودن این اسکناس‌ها به معنای بی‌ارزش بودنشان نیست، در سال 2008 یکی از دو بازمانده این مجموعه به مبلغ 120‌هزار‌دلار در یک حراجی به فروش رفت.

اولین ATM تاریخ

از زمانی که ارشمیدس در حمام به آن کشف معروفش رسید، این شاید درخشان‌ترین ایده‌ای باشد که به ذهن کسی رسیده است. مخترعی به نام جان شپرد-بارون وقتی در حال دوش گرفتن بود، طرح اولین دستگاه ATM جهان به ذهنش خطور کرد (البته این ادعای او بی‌رقیب و مخالف هم نبوده است). او طرحش را با بانک‌های انگلیسی درمیان گذاشت و به سرعت پذیرفته شد. اولین دستگاه ATM در 1967 در لندن ساخته و نصب شد. ماشین با کد شناسایی شخصی کار می‌کرد و در ابتدا اسکناس‌ها اندکی با ایزوتوپ‌های رادیواکتیو کربن 14 آغشته می‌شدند، چون هنوز سیستم کددهی مغناطیسی کارت‌های خودپرداز اختراع نشده بود. البته این دستگاه یک تفاوت دیگر هم با نمونه‌های امروزی‌اش داشت: کارمزد نمی‌گرفت.

منشا پیدایش علامت $

هیچ‌کس نمی‌داند این نماد ‌دلار اولین بار از کجا آمده است، اما دفتر چاپ و حکاکی اسکناس‌های آمریکا می‌گوید منشا آن را حدس زده است. اداره‌ای که مسوولیت چاپ و طراحی تمام اسکناس‌های‌دلاری آمریکا را بر عهده دارد می‌گوید از این نماد در اصل برای نمایاندن پزوی اسپانیایی و مکزیکی «PS» استفاده می‌شده است؛ یعنی به تدریج s طوری نوشته می‌شده است که بالای p قرار بگیرد. این علامت حتی در 1875 یعنی پیش از چاپ اولین‌دلار آمریکایی هم به گستردگی مورد استفاده بوده است و اگر خوب دقت کرده باشید، روی پول‌های آمریکا اصلا از چنین علامتی خبری نیست.

طول عمر اسکناس‌ها

همه اسکناس‌ها دیر یا زود فرسوده می‌شوند. هرچه ارزش پول کوچک‌تر باشد شما از آن بیشتر استفاده می‌کنید و در نتیجه عمرش هم کوتاه‌تر می‌شود. یک اسکناس یک‌دلاری به طور متوسط 21 ماه زندگی می‌کند، در صورتی که اسکناس منقوش به تصویر بنجامین فرانکلین (صد‌دلاری) 7 سال عمر دارد. البته بی‌شک تا آن زمان ارزشش به خاطر تورم نزول کرده، بنابراین هرچه زودتر خرجش کنید بهتر است.

پلیس مقابله با جعل اسکناس

به دنبال جنگ داخلی پول جعلی به قدری در آمریکا رایج شده بود که می‌گفتند حجم آن به یک سوم کل پول‌های رایج رسیده است و در نتیجه دولت مجبور به مداخله شد. در 1865 پلیس ویژه‌ای برای مقابله با جعل اسکناس در وزارت خزانه‌داری تشکیل شد تا پیش از آنکه پول‌های قلابی اقتصاد ملی را فلج کنند با آنها مقابله کند. این پلیس هنوز هم فعال است، اما امروزه بیشتر با کت و شلوار سیاه مامورانش و ماشین‌های غول پیکرش شناخته می‌شود، که وظیفه محافظت از رییس‌جمهور و سایر مقامات رده بالای سیاسی را دارد. این سرویس مخفی در 14 آوریل 1865 با فرمان آبراهام لینکولن رسمیت یافت (بخش طعنه‌آمیز اینجاست که همان روز در مرکز تئاتر فورد ترور شد)؛ و پس از ترور رییس‌جمهور ویلیام مک کینلی در 1901 به طور کل عهده‌دار مسوولیت محافظت از جان رییس‌جمهورهای آمریکا شد. شمار کارکنان این سازمان تا سال 2002 به 6500 نفر رسیده بود.

مشهورترین شخصیت اسکناس‌ها

تصویر ملکه الیزابت دوم روی پول بیش از 33 کشور – از ترینیداد و توباگو گرفته تا استرالیا – حک شده است، که در نوع خود رکوردی به حساب می‌آید. کانادا اولین کشوری بود که از تصویر این ملکه روی اسکناس‌هایش استفاده کرد، آن هم وقتی که در 1935 تصویر این ملکه 9 ساله را روی اسکناس‌های 20‌دلاری‌اش چاپ کرد. در طول سال‌های پس از آن 26 تصویر مختلف از الیزابت دوم در انگلستان و کشورهای مستعمره‌اش روی اسکناس‌ها چاپ شده و به اغلب این کشورها مستقیما ابلاغ می‌شد که باید از عکس این ملکه استفاده کنند. هرچند برخی کشورها از جمله رودسیا (زیمبابوه کنونی)، مالت و فیجی هنوز هم از این تصاویر استفاده می‌کنند. ملکه اغلب با تاج و لباس سلطنتی‌اش روی اسکناس‌ها ظاهر می‌شود، اما کانادا و استرالیا ترجیح می‌دهند که بیشتر تصویر او را با ظاهر ساده چاپ کنند و با وجودی که برخی کشورها برای نمایش سن ملکه اسکناس‌هایشان را به روز می‌کنند، برخی دیگر همچنان تصاویر دوران جوانی او را به کار می‌برند. بلیزه وقتی در 1980 قصد تغییر طراحی اسکناس‌هایش را داشت، تصویری از ملکه را برگزید که همان زمان هم متعلق به 20 سال پیش بود.

پول‌ها کارناوال میکروبند

به نظر می‌رسد که همه پول‌ها احتیاج به شست و شو دارند، از بس که کثیفند! مطالعات نشان می‌دهند که بخش بزرگی از اسکناس‌های آمریکایی آلوده به کوکائین هستند. موادفروشان اغلب با دست‌های آلوده پول می‌شمارند و بسیاری هم خب از اسکناس برای مصرف مواد مخدر استفاده می‌کنند. این اسکناس‌ها سپس در دستگاه ATM آلودگی‌شان را به بقیه هم منتقل می‌کنند.
روی اسکناس‌ها همچنین آلودگی‌های فاضلابی هم پیدا شده است. مطالعه‌ای در ژورنال پزشکی ساوترن در 2002 نشان می‌داد که روی 94‌درصد از اسکناس‌های آمریکا میکروب‌های بیماری‌زا پیدا شده است. طبق گزارش‌ها یک پول کاغذی می‌تواند از توالت یک خانواده آلودگی بیشتری در خود داشته باشد. اسکناس‌ها مکان خوبی برای رشد و نمو میکروب‌ها هستند. ویروس‌ها و باکتری‌ها روی اکثر سطوح بیش از 48 ساعت عمر نمی‌کنند، اما عمر آنها روی سطح پول‌های کاغذی حتی به 17 روز هم می‌رسد (این مطالعات برای ویروس آنفلوآنزا بوده‌اند). همین شواهد که ارائه کردیم کافی است تا بروید و بیشتر از پول‌های اعتباری استفاده کنید.

تورم‌های سرسام آور

برای مقابله با تورم 231 میلیون‌درصدی و رسیدن قیمت هر قرص نان به 300 میلیارد‌دلار زیمبابوه‌ای، دولت وحدت این کشور (متشکل از روبرت موگابه و نخست وزیر مورگان تسوانگیاری) در ژانویه امسال اسکناس 100‌هزار میلیاردی منتشر کرد. (به عرضتان برسانیم که 100‌هزار میلیارد، یک 1 دارد با چهارده صفر و این بزرگترین عدد درج شده روی یک اسکناس نیز هست.)
البته تنها چند هفته پس از انتشار این اسکناس مقامات دولتی از موضع خود کوتاه آمدند و به شهروندان اجازه دادند که با پول سایر کشورها معامله کنند. این حرکت برای چند ماه تورم را از تک و تا انداخت، تا اینکه در ماه جولای دومرتبه با جهشی رو به بالا مواجه شد. حالا همه آرزو می‌کنند که کاش آن اسکناس‌های 100‌هزار میلیاردیشان را خرج نکرده بودند.

اولین پول کاغذی

پول‌های کاغذی اولین بار توسط چینی‌ها به کار برده شد، که در سال‌های 618-907 پس از میلاد در دوران تانگ دیناستی از آن استفاده می‌کردند. بیشتر این اسکناس‌ها به شکل اوراق خصوصی اعتباری یا مبادله‌ای منتشر می‌شدند و این سنت در آنجا برای پنجاه سال نیز ادامه داشت تا در اوایل قرن هفده به اروپا رسید. وقتی هنوز یک یا دو قرن مانده بود که پول کاغذی در سایر نقاط جهان مطرح شود چین اولین بحران مالی‌اش را از سر می‌گذراند. انتشار این پول‌های کاغذی به قدری زیاد شده بود که از ارزش شان کاسته بود و تورم عرض اندام می‌کرد. در نتیجه این پدیده چین پول کاغذی را ممنوع اعلام کرد و تا چندین قرن دیگر به سراغ آن نرفت. یک واقعیت دیگر که کمتر شناخته شده این است که اصطلاح پول نقد (cash) در اصل برای وصف سکه‌های گرد برنزی به کار می‌رفت که دارای سوراخ‌هایی مربع شکل در وسط بودند و در دوران تانگ دیناستی «کای-یوآن» نامیده می‌شدند




نوشته شده توسط yooseph در یکشنبه 11 فروردین 1392

ارسال نظر(0)



انواع روشها در حفظ قرآن

انواع روشها در حفظ قرآن

 
برای حفظ قرآن روشهای متفاوت و گوناگونی وجود دارد که تمامی این روشها در دو روش خلاصه می شود:
1. حفظ ترتیبى: حفظ آیات از ابتداى قرآن تا پایان آن
2. حفظ موضوعى: به معناى حفظ آیات دسـتـه بـنـدى شـده در مـوضـوع هـاى مـتـفـاوت است
كسانى كه از حافظه متوسط و وقت بـیـشتـر برخوردارند، شایسته است در مسیر حفظ ترتیبى گام بردارند .
براى آنان كه از حافظه مـتـوسـط یـا فرصت كافى ندارند، حفظ موضوعى یا حفظ بعضى از سورهاى كوچك و داراى فضیلت سودمندتر است .
 
نقطه شروع
 
حـفـظ جـزء اول قرآن از حفظ جزء دوم مشكل تر است، و حفظ جزء دوم از جزء سوم دشوارتر .
بدین سبب، کارشناسان حفظ معتقدند: هركه پنج جزء قرآن را حفظ كند، باید به حفظ كل قرآن امیدوار باشد . حـفـظ قـرآن در آغاز كار دشوارتر است و هر چه پیش تر رویم، دشوارى ها كمتر مى شود .
 
از این رو، شـایـسـته است براى جلوگیرى ازدلسردى حفظ را از آسان ترین مكان آغاز كنیم .
 
موارد زیر براى شروع حفظ مناسب ترین آیات شمرده مى شود:
 
الف ) فهرست سوره هاى قرآن
ب ) داستان هاى قرآن
ج ) جزء سى ام قرآن - كه سوره هایش كوچك و یادگیرى آن تا اندازه اى آسان تر است – که در بعضی از کشورها با عنوان عم جزء، جداگانه چاپ شده و متن درسى است.
 
كیفیت حفظ
 
نـخـست باید سوره یا جزء مورد نظر را تقسیم بندى كرد سپس به حفظ آن پرداخت .
با این روش، حجم آیات سوره یا جزء كمتر و كار حافظ آسان تر مى شود پس از تقسیم بندى سوره یا جزء، نوبت به حفظ مى رسد .
براى حفظ دو راه وجود دارد:
 
الف ) حفظ آیات بر اساس صفحه
ب )حفظ آیات بر اساس شماره در راه اول، به طور متوسط سهمیه هر روز یك صفحه است .
 
اگر كسى این شیوه را انتخاب كرد، بـایـد تا آخر قرآن بدان پایبند بوده و بر اساس صفحه پیش برود . در شیوه دوم، مناسب ترین راه این است كه آیات پنج تا پنج تا به خاطر سپرده شود، زیرا كسى كه شماره هاى 1، 5 ، 10 ، 15 و ...
را حفظ كـنـد، شـماره هاى بین آنها را ناخود آگاه به خاطر مى سپارد و براى این كار به تمركز فكر نـیـاز نـدارد . بـاایـن روش، خـوانـدن قرآن از آخر به اول نیز دشوارنیست و با اندكى تمرین امكان پذیر است .
 
بـایـد تـنـها پس از به خاطر سپردن دقیق یك آیه سراغ آیه دیگر رفت، وقتى آیه دوم به خاطر سـپـرده شـد، باید دو آیه با هم تكرار شود و پس از اطمینان كامل، حفظ آیه سوم آغاز گردد .
بر ایـن اسـاس، وقـتـى پـنـج آیه به خاطر سپرده شد، باید آن قدر به تكرار ادامه داد كه در ذهن قرار گیرد.
پس از این مرحله، باید آیات پنج گانه هر روز حداقل پنج بار با فاصله تكرار شود تا در ذهن تثبیت شود.
یك روان شناس مى گوید : به خاطر داشته باش كه نیمى از آنچه امروز مى خوانى پس از نیم ساعت فراموش خواهى كرد، و 23 آن را پـس از 9 سـاعـت و 34 آن رادر مـدت 6 روز و 45 آن را نـیـز در عـرض یـك مـاه از یـاد خواهى برد .
 
بنابراین، راه تثبیت آیات در ذهن تكرار روزانه آنها در فاصله هاى مختلف و منظم است .
در روز بـعد، باید ابتدا پنج آیه روز پیش را چندین بار از حفظ خواند و سپس به حفظ پنج آیه بعد روى آورد . به كارگیرى دقیق این شیوه، حفظ قرآن كریم را آسان مى سازد .
در پـایـان ایـن بخش، باید یاد آور شد كه براى حفظ آیه طولانى مى توان آن را به دو یا سه بخش تقسیم كرد و در مدت دو یا سه روز حفظ کرد.
 
كیفیت فدای كمیت
 
آنچه به حافظ قرآن كمك مى كند و محفوظات قرآنى را متقن و مستحكم مى سازد، كیفیت محفوظات است نه كـمـیـت . حفظ آیات اندکی از قرآن به صورت قوی و با کیفیت از حفظ کل قرآن، آن هم به صورت ضعیف بهتر است.
 
پس باید به تكرار - حتى اگر به طولانى شدن بسیار زمان حفظ قرآن بینجامد - ارج نهاد، زیرا تكرار پیوسته محفوظات بر دوام و استحكام آن ها مى افزاید.
 
تثبیت محفوظات؛ تکرار تکرار تکرار
 
نـگهدارى هر پدیده اى از ایجاد آن دشوارتر است . این قانون در حفظ قرآن نیز جارى است .
پس از مـرحـلـه دشـوار حـفظ، باید در اندیشه مرحله دشوارتر تثبیت محفوظات بود.
 
تثبیت آیات در ذهن به چند شكل زیر انجام مى پذیرد:
 
1- تكرار
2- گوش سپردن به نوارهاى قرآنى
3- نوشتن آیات
 
در این میان، نیرومندترین و مؤثرترین ابزار، تكرار است كه در بحث آینده از آن، سخن گفته خواهد شد . شیوه تكرار خود به شكل هاى گوناگونى نیز تحقق مى یابد، براى مثال مى توان به سه شیوه زیر اشاره كرد :
 
قرائت در نماز
 
قـرائت قـرآن در نمازهاى واجب و مستحب، نوعى تكرار شمرده مى شود .
 
در نماز واجب باید بعد از سـوره حـمـد یـك سـوره كـامل قرائت شود، ولى در نماز مستحبى بعد از حمد هر مقدار آیه خوانده شود، كافى است.
بااجراى این روش، مى توان به تكرار محفوظات قرآنى پرداخت و آنها را در ذهن تثبیت کرد.
 
تكرار انفرادى
 
حافظ قرآن باید روزانه بخشى از وقت خویش را به تكرار محفوظات اختصاص دهد . هركس با توجه بـه حـافظه و موقعیت خویش مى تواند زمان مورد نیاز براى تكرار خود را در یابد، ولى تجربه نشان مى دهد كه باید هر 10 روز یا حداكثر 30 روز به تدریج همه محفوظات قرآنى تكرار شود .
از آن جا كه قرائت هر جزء به طور متوسط نیم ساعت وقت مى برد، مى توان جدول زیر را به عنوان روش مطمئن استقرار محفوظات در ذهن، به عاشقان قرآن ارائه داد:
 
كل قرآن، یك ساعت و نیم
20 جزء، یك ساعت
10 جزء، نیم ساعت
5 جزء، یك ربع
نـاگـفـته نماند، مهم تلاوت ترتیل قرآن است نه مرور آن در ذهن .
 
افزون براین، باید زمان تكرار در تمام روز تـقـسـیـم شود، براى مثال بهتر است حافظ كل قرآن زمان یك ساعت و نیم تكرار را به 3 نیم سـاعـت تـقـسـیـم كند: نیم ساعت صبح، نیم ساعت ظهر و نیم ساعت پیش از خواب شبانه .
البته مطلوب آن است كه حافظ به زمان هاى یاد شده بسنده نكند و از هر فرصتى براى تكرار و استحكام محفوظاتش بهره گیرد .
قرآن در مورد مقدار قرآن خواندن مومنان مى فرماید: [فَاقْرَؤُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ[ (مزمل، آیه20) هر قدر ممكن است قرآن تلاوت كنید .
 
خواندن محفوظات به دیگران
 
یـكـى از راههاى تكرار محفوظات قرآنى، خواندن قرآن برای دیگران است .
حافظ قرآن هنگام عرضه به نقاط ابـهـام و ضـعـف خـود پـى برده و محفوظاتش متقن و مستحكم مى گردد . پیامبر اسلام (ص ) كـه فـصـیـح تـریـن مـردم اسـت و قـرآن را از جـبـرئیل دریافت مى كرد - در ماه رمضان هر سال محفوظاتش را بر جبرئیل عرضه مى داشت .
صحابه نیز محفوظات خویش را بر پیامبر عرضه مى كردند تا بر درستى اندوخته هاى قرآنى شان مهر تایید زنند و اطمینان یابند .
حافظ قرآن مى تواند با شركت در محافل حفظ یا گزینش دوست به تكرار آیات بپردازد یا دست كم محفوظات خود را به یكى از بستگان و آشنایان تحویل دهد.
البته بهترین روش این است که حافظ یک هم بحث قرآنی برای خود پیدا کرده روزانه به بحث آیات قرآنی و تحویل دادن آن به یکدیگر مبادرت بورزند.
 



نوشته شده توسط yooseph در یکشنبه 11 فروردین 1392

ارسال نظر(0)



تاریخچه حفظ قرآن

پیامبر اسلام در چهل سالگی به مقام شامخ نبوت برگزیده شد و قرآن در بیست و سه سال به مناسبت رویدادهای مختلف بر قلب مبارك وی فرود آمد. در این مدت، صحابه به سفارش آن حضرت در نگهداری آیات الهی می كوشیدند. آنها آیات الهی را بر پوست و استخوان های شانه و دنده حیوانات، چوب های درخت خرما، سنگ های سفید پهن، كاغذ و پارچه می نگاشتند )التمهید، ج 1، ص 281 ( و برای برخورداری از پاداش معنوی به‌خاطر می سپردند. حفظ آیات الاهی نخستین گام در راه نگاهبانی از قرآن به شمار می آمد، زیرا از یك سو خط آن روز كوفی بود و به سبب نداشتن نقطه و اعراب به شكل های مختلف خوانده می شد؛ و از سوی دیگر، تقریباً همه مردم بی سواد بودند و تنها با حفظ قرآن می توانستند عشق خود به كتاب خداوند را آشكار سازند.
 
اصطلاح حافظ در صدر اسلام
 
واژه «حفظ» در زبان عرب در دو معنا به كار رفته است:
 
الف: نگهداری و نگهبانی؛ ب: به خاطر سپردن ( المصباح المنیر، ج 1، ص 142)
 
در قرآن مجید، این واژه و مشتقات آن تنها در معنای اول به كار رفته است. «حافظ» اسم فاعل است و در اصطلاح علوم قرآنی، به كسی می گویند كه همه قرآن را با تجوید و ترتیل و به كار بردن قرائت قابل قبول قرآن شناسان به خاطر سپرده باشد. همچنین به كسی كه بر سنن رسول اكرم ـ صلی اللّه علیه و آله ـ احاطه داشته، موارد اتفاق و اختلاف آن را بداند و به احوال راویان و طبقات مشایخ آگاهی كامل داشته باشد، حافظ می‌گویند.( دائرة المعارف تشیع، ج 6، ص 385 ) برخی تعداد آن را نیز معین كرده اند و گفته اند باید فرد صدهزار حدیث با سند از حفظ باشد تا این واژه بر او اطلاق شود.(همان، ج 7، ص 471) در صدر اسلام به خاطر سپارندگان قرآن را «حافظ» نمی خواندند و با واژه هایی چون «جمّاع القرآن»، «قرّاء القرآن»، «حَمَلة القرآن» . «الماهر فی القرآن» از آنان یاد می‌كردند.( همان،ج 6، ص 385)
واژه حافظ پس از قرن اول یا نیمه دوم قرن هجری در این معنا به كار گرفته شد. علامه عسگری در صفحه‌ی 132 جلد اول كتاب ارزشمند «القرآن الكریم و روایات المدرستین» می نویسد: واژه حافظ پس از قرن اول به كار رفته است؛ ولی دائرة المعارف تشیع زمان به كارگیری این واژه در معنای اصطلاحی را بعد از نیمه دوم قرن دوم هجری می داند. نگارنده نظر اول را به واقع نزدیك تر می بیند؛ زیرا در دو روایت از امام صادق ـ علیه السلام ـ واژه های الحافظ للقرآن (بحار، ج 59، ص 171) و حافظ القرآن (بحار، ج 92، ص 22) به كار رفته است. امام صادق ـ علیه السلام ـ در سال 83 هجری دیده به جهان گشود؛ بنابراین واژه حافظ قرآن تقریباً بعد از قرن اول هجری به تدریج در معنای اصطلاحی استعمال شده است. یادآوری می شود كه واژه‌ «حافظ» در متون ادبی و منابع تاریخی بعد از نیمه دوم هجری به كار رفته است. (دائرة المعارف تشیع، ج 6، ص 386)
البته واژه ها و تركیب های یاد شده در سراسر روزگار پیامبر اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ به معنای كسی كه همه متن قرآن را به خاطر سپرده، نبوده و پس از رحلت رسول اكرم (ص) چنین معنایی یافته است. در زمان آن حضرت، از حافظ بخشی از كتاب خدا نیز با این عبارت ها یاد می كردند. (همان )
 
اولین حافظ قرآن
 
حفظ آیات الهی، از نخستین روزهای نزول وحی آغاز شد. پیامبر اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ نخستین حافظ قرآن به شمار می رفت و برای فرا گرفتن و حفظ آن بسیار می كوشید. آن حضرت همراه پیك وحی زبانش را حركت می داد و شتاب می كرد تا آنچه می شنود فراموش نكند.
مرحوم طبرسی در شأن نزول آیه «لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ.،»( قیامت، 16 - 17) (ای رسول ما) در حال وحی، شتابان زبان به قرائت قرآن نگشای كه ما خود آن را جمع كرده، (در سینه ات) نگاه می داریم و بر تو می خوانیم. از ابن عباس چنین نقل می كند: پیامبر اكرم ـ صلی اللّه علیه و آله ـ به سبب عشق شدیدی كه به دریافت و حفظ قرآن داشت هنگامی كه پیك وحی آیات را بر او می خواند، همراه وی زبانش را حركت می داد و شتاب می ورزید تا آنچه می شنود فراموش نكند. خداوند او را از این كار بازداشت و فرمود: ما آن را برایت جمع می كنیم.( مجمع البیان، ج 10، ص 197) حضرت برای اطمینان كامل از محفوظات خویش آن ها را بر فرشته وحی عرضه می كرد. در روایات متعدد چنان می خوانیم كه پیامبر اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ در ماه رمضان هر سال قرآن را، تا آن جا كه نازل شده بود، با جبرئیل مقابله و تكرار می كرد؛ و در واپسین سال زندگی اش، برخلاف گذشته، این مقابله و تكرار را دو بار به انجام رساند.( الطبقات الكبیر، ج 2، ص 195)
 
اهتمام صحابه به حفظ قرآن
 
پیامبر اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ در نماز و هر فرصتی كه پیش می‌آمد قرآن را با صدای بلند می خواند و صحابه نیز همراه وی به فراگیری و حفظ آن می پرداختند.
وقتی صحابه آیه‌ یا سوره ای را از رسول خدا می شنیدند، چندین بار به حضرت مراجعه كرده، آنچه به خاطر سپرده بودند بر وی عرضه می داشتند تا كیفیت حفظ را تأیید و تقریر كند.( مجمع البیان، ج 1، ص 43؛ تاریخ قرآن، ص 227)
 
به تدریج اهتمام برخی از صحابه در به خاطر سپردن آیات چنان فزونی یافت كه گروهی به حافظ و قاری قرآن شهرت یافتند.( مقدمه‌ای بر تاریخ قراءات قرآن كریم ترجمه دكتر سیّد محمد باقر حجتی، ص 26) سیوطی در این زمینه می نویسد: چند تن از صحابه، كه به تعلیم قرائت قرآن و حفظ آن شهرت داشتند، عبارتند از: علی ـ علیه السلام ـ ، عثمان، ابیّ بن كعب، زید بن ثابت، ابوالدرداء، عبدالله بن مسعود و ابوموسی اشعری.( الاتقان، ج 1، نوع 20، ص 251)
 
در این عصر، زنان نیز پا به پای مردان در عرصه قرائت و حفظ قرآن كریم می كوشیدند؛ چنان كه نام های برخی زنان پیامبر اسلام ـ صلی اللّه علیه و آله ـ چون عائشه، ام سلمه و حفصه و نیز ام ورقه بنت عبدالله بن حارث در میان طبقات قاریان و حافظان به چشم می‌خورد. (التفسیر المنیر، ج 1، ص 20)
 
قرآنی كه اكنون در اختیار ما است، در پرتو فداكاری و تلاش صحابه در نگهداری آیات چنین كامل مانده است. عبادة بن صامت می گوید: پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ هر مرد مهاجر را به یكی از ما می سپرد، تا به وی قرآن بیاموزیم. در مسجد پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله ـ صدای تلاوت قرآن چنان بلند بود كه حضرت دستور داد صداها را پایین آورند تا موجب اشتباه نگردد.( البیان، آیت‌الله خویی، ص 274) گاه اهتمام در حفظ قرآن چنان بالا می گرفت كه برای اسقاط و ثبت یك حرف میان صحابه نزاع و درگیری پیش می آمد. در جمع عثمانی (جمع دوم) می خواستند آیه‌ی «وَ الَّذِینَ یَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّة»)(توبه،34) را بدون «واو» در مصحف ثبت كنند. صحابه مانع شدند و أبیّ بن كعب سوگند یاد كرد اگر «واو» را اسقاط كنند، شمشیر می كشد و با آنان می جنگد. سرانجام «واو» را ثبت كردند.( درّ المنثور، ج 4، ص 179) در زمان خلافت خلیفه دوم روزی خلیفه «... وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ»(توبه،100) را بدون «واو» عطف خواند. صحابه به رویارویی با وی پرداختند و او ناگزیر آیه‌ را با «واو» تلاوت كرد.( درّ المنثور، ج 4، ص 268)
 
شمار حافظان قرآن در عصر رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ
 
در زمان رسول خدا، حافظان قرآن بسیار بودند. شمار دقیق این افراد در جایی ثبت نشده است؛ ولی نام برخی از آنان درمنابع تاریخی دیده می شود. بر اساس نقل تاریخ نگاران، در جنگ بئر مؤنه حدود هفتاد تن و در جنگ یمامه نیز همین تعداد حافظ قرآن به شهادت رسیدند، نام گروهی از حافظان صدر اسلام چنین است:
 
الف: حافظان مهاجر
 
علی ـ علیه السلام ـ ، ابوبكر، عمر، عثمان، طلحة بن عبیدالله، سعد بن ابی وقاص، عبدالله بن مسعود، حذیفة بن یمان، سالم مولی ابی حذیفه، ابوهریره، عبدالله بن سائب، عبدالله بن عباس، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن عاص، عبدالله بن زبیر، تمیم بن اوس، عقبة بن عامر، عمرو بن عاص و ابوموسی اشعری.
 
ب: حافظان انصار
 
ابیّ بن كعب، معاذ بن جبل، ابوحلیم معاذ، زید بن ثابت، سعد بن عبید، مجمّع بن جاریّة، انس بن مالك، ابوزید بن قیس بن السكن، عبادة بن صامت، ابوایّوب، ابوالدرداء، فضالة بن عبید و مسلمة بن مخلد.
 
ج: حافظان زن
 
عائشه، حفصه، ام‌سلمة و ام ورقه.
 
د: حافظان مشهور عصر نبوی
 
علی ـ علیه السلام ـ ، ابی بن كعب، ابوالدرداء، معاذ بن جبل، زید بن ثابت، عبدالله بن مسعود، عثمان و ابوموسی اشعری در شمار حافظان مشهور روزگار رسول خدا ـ صلی اللّه علیه و آله ـ جای داشتند.( التفسیر المنیر، ج 1، ص 20 و تاریخ قرآن، ص 254)
 
ناگفته پیداست كه در این بخش تنها نام های حافظان كل قرآن مجید ثبت شده است؛ زیرا در آن عصر شمار كسانی كه سوره یا آیاتی از قرآن را به خاطر نسپرده باشند، بسیار اندك بود.( البیان، آیت‌الله خویی، ص 254)
 
قدرت حافظه عرب
 
حافظه قوی و حفظ سریع مطالب، نعمتی الهی است كه عرب عصر جاهلیت از آن برخوردار بود. عرب آن روزگار در تیزهوشی، حافظه، صفای طبع و سرعت انتقال ضرب المثل بود؛ زیرا آنان به شعر و قبیله خود عشق می ورزیدند و قصیده های بلند و سلسله نسب های طولانی خود را حفظ می كردند. سرعت حفظ و قدرت ذهن از ویژگی های بارز آنان شمرده می شد. روایات تاریخی و حتی افسانه های بازمانده از آن روزگار نیز بر این امر تأكید دارد؛ سرعت حفظ و قدرت حافظه در عرب چنان بود كه می گویند: سینه هاشان انجیل هایشان بود، ذهن هاشان دفتر نسب و تاریخ و حافظه شان دیوان شعر و افتخارات. قرآن با نیروی بیانش آنان را شگفت زده ساخت. آن ها در برابر آیات الهی حیران شده، سرانجام دل را از غیر كندند و به قرآن پیوستند.( تاریخ قرآن، ص 236)



نوشته شده توسط yooseph در یکشنبه 11 فروردین 1392

ارسال نظر(0)



چگونه قرآن را حفظ كنیم؟


مقدمات حفظ
برای شروع حفظ قرآن نكاتی وجود دارد كه مقدمات معنوی و اوّلی به شمار می‌روند و توجه به آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. این نكات به شرح زیر است:
1. نیت
ارزش هر عمل صالحی را چگونگی نیت در آن عمل تعیین می‌كند: «إنما الأعمال بالنیات1». ارزش و اهمیت داشتن نیتی خالص و پاك، كاملاً روشن است. البته نباید كار به وسواس بكشد و توجه به شبهات انسان را از حفظ آیات نورانی كلام وحی باز ندارد و همین كه توجه داشته باشد قرآن را جز برای تقرب به درگاه الهی حفظ نمی‌كند، كافی است.
2. انگیزه
در حفظ قرآن انگیزه‌های مادی، ناتوان‌اند كه انسان را به سرمنزل مقصود برسانند، اما انگیزه‌های معنوی می‌توانند به شخص نیرو و انرژی و روحیه‌ای خستگی‌ناپذیر دهند؛ انگیزه‌هایی چوهن: توجه به فضیلت حفظ و حافظ قران كه در روایات بارها بیان شده است، لذت از انس و الفت همیشگی با كلام خدا و درك مقامات عالی اخروی.
3. عزم و اراده
بسیج همه نیروها و توانایی‌ها در تحقق بخشیدن به امری را عزم گویند. داشتن عزمی راسخ و اراده‌ای محكم در رسیدن به مقصود در وادی حفظ قرآن ضروری است.
4. توكل و دعا
موفقیت در هر امری منوط به لطف و تفضل الهی است. پس بعد از آنكه فرد عزم خود را جزم كرد، باید بر خداوند متعال توكل كند: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّهِ آل‌عمران/159. دعا نیز در كسب عنایات خداوندی بسیار مؤثر است. شایسته است هر روز قبل از شروع به امر مقدس حفظ قرآن، دعاهای مربوط به حفظ (كه در جلد چهارم اصول كافی باب «الدعا فی حفظ القرآن» است)، خوانده شود.
5. تمركز حواس
در موقع حفظ قرآن، باید تمام همّ و غمّ حفظ آیات باشد، نه چیز دیگر، و به هیچ چیزی جز آیاتی كه دارد حفظ می‌كند، نیندیشد. این امر ممكن است در ابتدا قدری سخت باشد، اما با تمرین و ممارست و دقت و توجه، به دست خواهد آمد، برخی عوامل ممكن است باعث پراكندگی حواس شود؛ مثل سرما، گرما، گرسنگی، تشنگی، خشم، خوشحالی مفرط، قرار و وعده‌ای كه نزدیك است خلف وعده شود، منتظر بودن و ... . در این حالات شخص به خوبی نمی‌تواند بر روی یك موضوع (حفظ قرآن) تمركز داشته باشد، خصوصاً بعد از فعالیت‌های سنگین ذهنی كه ناشی از اشتغالات تحصیلی یا علمی است، نباید سریعاً به حفظ قرآن پرداخت، بلكه باید كمی استراحت كرد تا سلول‌های مغز برای بازیابی قدرت خود فرصت یابند.
در محیط هم عواملی مثل سرو صدا، آلودگی هوا و ... مانع تمركز می‌شود و سالم بودن هوا و داشتن اكسیژن كافی، فعالیت بهتر ذهن و مغز را در پی دارد.
خواب كافی هم نقش مؤثری در ایجاد تمركز حواس دارد.
هرچند نباید حفظ را منحصر به زمانی خاص كرد ـ یعنی انسان باید از تمام اوقات خود به صورت بهینه برای حفظ استفاده كند ـ با وجود این صبحگاهان به دلیل وجود اكسیژن بیشتر در هوا، استراحت مغز، آرام بودن محیط و نشاط صبحگاهی از بهترین زمان‌های حفظ است.
اینكه گفتیم نباید فقط از یك زمان برای حفظ استفاده كرد، به معنای بی‌نظمی در زمان حفظ نیست؛ بلكه به عنوان مثال اگر شخصی بخواهد روزی 2 ساعت برای حفظ اختصاص دهد، باید آن را به 3 بخش 40 دقیقه‌ای با فاصله‌های مناسب در طول شبانه‌روز تقسیم كند؛ مثلاً 40 دقیقه اول صبح، 40 دقیقه نزدیك ظهر و 40 دقیقه عصر یا شب.
حافظ كوشای قرآن باید سعی كند در هیچ شرایطی برنامه روزانه‌اش تعطیل نشود، اما اگر یك روز به هر علتی نتوانست در محیط یا ساعت مناسب به حفظ بپردازد، نباید كار حفظ را تعطیل كند و از آنچه در اختیار اوست ، كمال استفاده را بنماید.
6. وضو
داشتن وضو در تمامی اوقات مستحب است، خصوصاً در هنگام قرائت و حفظ قرآن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است وضو یكی از عوامل تمركز حواس است، باطن انسان را نورانی و دل و جان را آماده پذیرش نور قرآن می‌كند. رو به قبله نشستن در هنگام حفظ هم فضیلت دارد. همچنین نشستن در جهت معین، تمركز ایجاد می‌كند.
7. برنامه‌ریزی
فرد باید با توجه به میزان توانایی و آمادگی و همچنین با در نظر داشتن مقدار وقتی كه برای این كار در اختیار دارد، حد معینی از آیات را مشخص سازد و همه روزه آنها را طبق برنامه زمانی مشخص حفظ می‌كند. البته باید توجه داشت كه فرصت را انسان به وجود می‌آورد و نباید منتظر به وجود آمدن آن شد.
8. رسم‌الخط قرآن
قرآنی با رسم‌الخط خوانا و چاپ مرغوب را تهیه كرده، دقت كنید كه زمینه صفحات آن سفید نباشد؛ زیرا رنگ سفید بازتاب نور زیادتری را نسبت به سایر رنگ‌ها دارد و به مرور باعث خستگی زودرس چشم می‌شود. می‌توانید قرآنی را كه تهیه می‌كنید در 2 اندازه باشد: یكی قرآنی كوچك كه بتوانید آن را در بیرون از منزل با خود ببرید، و دیگری قرآنی با قطع وزیری كه در منزل از آن استفاده كنید. البته حتماً باید نوع رسم‌الخط آنها یكی باشد تا باعث اختلاط آیات و صفحات در ذهن نشود.
9. دوست همراه برای حفظ
همراه بودن حداقل 2 نفر با یكدیگر در حفظ قرآن باعث ایجاد ثبات و نظم در برنامه می‌شود و تضمین‌كننده استمرار و تداوم حفظ قرآن است. این 2 نفر می‌توانند در طول هفته با برنامه دقیق، آیاتی را كه برای حفظ و مرور مشخص شده، برای یكدیگر بخوانند.
10. جلسات حفظ قرآن
استفاده از اشارات و راهنمایی استاد برای تسریع و تسهیل حفظ قرآن بسیار مناسب و پرفایده است.
11. آشنایی با روخوانی قرآن
ابتدایی‌ترین شرط حفظ قرآن آشنایی با روخوانی و روانخوانی است. حفظ ناصحیح آیات، كند حفظ شدن و ... از آسیب‌های عدم تسلط بر روانخوانی قرآن است.
12. شروع حفظ
خوب است سوره‌های كوچك جزء 30 محور شروع حفظ قرآن قرار داده شود. می‌توان این سوره‌ها را به‌راحتی در نمازهای واجب و مستحب خواند و كمی لذت حفظ آیات را چشید.
همین طور حفظ بر اساس معانی را كه باعث تسریع در حفظ می‌شود، می‌توان محور قرار داد و بدین منظور، از قصص قرآن حفظ را شروع كنید. البته پراكنده حفظ كردن مطلوب نیست و آنچه گفتیم، برای شروع حفظ بود و نهایتاً پس از كسب آمادگی، باید از ابتدای قرآن حفظ را ادامه داد.
روش حفظ
پس از بیان مقدمات، به بیان روش حفظ می‌پردازیم.
فرض می‌كنیم طبق برنامه‌ای منظم و دقیق، باید هر روز نیم صفحه حفظ كند. وی ابتدا باید مقدار معین شده (نیم صفحه) را چندین بار با دقت تمام و همراه با تأنی تلاوت كند. آنان كه با فن قرائت قرآن به روش تحقیق با تجوید و لحن زیبا آشنایی دارند، می‌توانند كل آیات نیم صفحه را چند بار با دقت و تعمق بر روی تك تك كلمات تلاوت كنند، زیرا این كار علاوه بر آنكه مانع حفظ كردن كلمات و حركات به صورت غلط می‌شود، باعث آشنایی اجمالی با آیات مورد نظر نیز خواهد شد. از آنجا كه حفظ كردن چیزی نیست جز دقت و تأمل قابل توجه بر روی تك‌تك كلمات و حروف و استقرار آنها در ذهن، پس برای حفظ هر آیه باید آن را چندین بار و هر بار با توجه تمام به هر حرف و كلمه موجود در آن تلاوت كرد. تعداد تكرار هر آیه نیز بستگی به قدرت حافظه فرد و نیز سخت یا آسان بودن آیه دارد. بعضی با سه بار خواندن یك آیه متوسط، آن را حفظ می‌كنند و بعضی نیاز به تكرار و تمرین بیشتر دارند. پس با چند بار خواندن آیه ـ به قصد حفظ كردن و همراه با توجه و تأمل كافی نه فقط خواندن معمولی ـ مقدار زیادی از كلمات آن در ذهن جای می‌گیرد، اما هنوز آیه مزبور كاملاً در ذهن جای نگرفته است. حال باید آیه را بدون استفاده از قرآن و با كمك گرفتن از حافظه بخوانید. احتمالاً در هنگام تلاوت از حفظ، به اشكالاتی برخواهید خورد كه می‌توانید برای رفع آنها به قرآن مراجعه و رفع اشكال كنید.
بعد از این مرحله و پس از آنكه آیه به خوبی در حافظه شما جایگزین شد، حداقل 5 بار آیه را از حفظ تلاوت كنید تا مطمئن شوید آن را خوب به خاطر سپرده‌اید. ملاك و میزان كسب اعتماد از اینكه آیه را خوب حفظ كرده‌اید، تلاوت روان و راحت آیه حفظ شده است. باید توجه كنید كه تا آیه‌ای را خوب و كامل و متقن حفظ نكرده‌اید، هیچ‌گاه سراغ حفظ آیه بعد نروید. عدم رعایت این نكته حتماً مشكلاتی را ایجاد خواهد كرد.
بعد از اطمینان از حفظ كامل آیه اول، سراغ آیه دوم بروید و آن را هم مثل آیه اول حفظ كنید. بعد از حفظ مستحكم آیه دوم، یك بار آیه اول را از حفظ بخوانید تا ببینید آیا همچنان می‌توانید آن را راحت و خوب تلاوت كنید. اگر به اشكال برخوردید، آن را رفع كرده، سپس آیه اول و دوم را با هم از حفظ تلاوت كنید. بعد از حفظ آیه سوم، آیه اول، دوم و سوم را با هم از حفظ بخوانید. با همین روش تمام آیات نیم صفحه را حفظ كنید. توجه كنید كه بعد از حفظ هر آیه، برگشتن و خواندن تمام آیات قبلی كه امروز حفظ كرده‌اید، كمك بسیار بزرگی به برقراری ارتباط و تسلسل بین آیات دارد و باعث می‌شود شما به راحتی پس از تلاوت هر آیه، آیه بعدی را در ذهن مجسم كنید.
بعد از اتمام برنامه حفظ، تمام آیاتی را كه حفظ كرده‌اید، یك بار از اول تا آخر بخوانید. البته اگر به اشكالی برخوردید، آن را رفع كنید و مطمئن شوید كاملاً بر محفوظاتتان مسلط هستید. حال یك بار آیات را از آخر به اول (برعكس) بخوانید. اگر توانستید آیات را به این ترتیب بخوانید، نشانه دقت شما در حفظ و نمایانگر استواری محفوظات شماست.
یك توضیح هم لازم است و آن اینكه برای حفظ آیات طولانی یا متوسط باید هرچند كلمه از آیه، مثلاً هر 3 یا 4 كلمه را جدا از قسمت‌های دیگر حفظ كرده، سپس هر قسمت را به قسمت‌های قبل از آن وصل كنید تا آیه تمام شود. البته می‌توانید پس از حفظ هر قسمت، اول آن را با قسمت قبل از خودش بخوانید، سپس از ابتدای آیه تا جایی كه حفظ كرده‌اید، همه را از حفظ بخوانید.
نكته‌ای كه در حفظ كل سوره بهتر است مراعات شود، تقسیم آن سوره به چند دسته آیات و حفظ جداگانه هر دسته و اتصال همه آنها با هم است. البته لازم نیست آیات مربوط به یك دسته را در یك جلسه یا یك روز حفظ كنید؛ مهم این است كه در ذهن خودتان از یك سوره چند مجموعه تشكیل دهید. با این كار حجم سوره در نظر شما كمتر جلوه می‌كند و تسلط و احاطه بیشتر بر آن سوره خواهید داشت؛ مثلاً سوره نبأ را می‌توان از لحاظ مفهوم به 3 دسته آیات تقسیم كرد: الف) آیات 1 تا 16 در وصف پدیده‌های طبیعی؛ ب) آیات 17 تا 30 در وصف روز قیامت و وضعیت اهل عذاب؛ ج) آیات 31 تا آخر.
هر حافظ هر چه كه بر محفوظاتش افزوده شود، خودش به روش‌های نو و تازه‌ای برمی‌خورد كه بر اساس تجربه‌های شخصی به دست می‌آید و می‌تواند از آنها بهره‌مند شود؛ لذا روشی كه بیان شد، می‌تواند برای شروع كار باشد.
روش مرور آیات
مهم‌تر از حفظ آیات، نگه‌داری آیات حفظ شده در گنجینه ذهن است تا در طول زمان دچار فراموشی نشود. این امر نیاز به تكرار آیات حفظ شده بر اساس برنامه‌ای خاص دارد.
در هنگامی كه محفوظات حجم كمی دارند، همه آنها را می‌توان در هر روز مرور كرد، اما همین كه محفوظات زیاد شد، نیاز به برنامه خاصی است تا در یك دوره زمانی (مثلاً یك هفته) تمام محفوظات دوره شود و كیفیت محفوظات، همیشه در سطح خوبی باشد. اما اینكه هر روز چه مقدار را مرور كنیم، بستگی به استعداد و توانایی افراد دارد. ممكن است كسی با اندك تمرین و ممارستی همیشه آمادگی پاسخگویی محفوظاتش را داشته باشد و كسی نیاز بیشتر به تمرین داشته باشد.
به یاد داشته باشید هر روز قبل از شروع حفظ جدید، آنچه را روز گذشته حفظ كرده‌اید، حتماً مرور كنید.
بهترین روش مرور آیات: خواندن محفوظات با تكیه بر حافظه و بدون استفاده از قرآن بهترین روش مرور است. اگر هم به اشكالی برخوردید، كمی تأمل كنید و در صورت به یاد نیاوردن، به قرآن مراجعه كرده، سپس مورد اشكال را چند بار تكرار كنید تا خوب در حافظه جای بگیرد.
هنگام مرور هم فقط آیات را از ذهن نگذرانید، بلكه حتماً با صدای متوسط آیات را بخوانید. در این قسمت می‌توانید از همراه حفظ كه در مقدمات حفظ درباره‌اش سخن گفتیم، بهره‌مند شوید. محفوظاتتان را برای او بخوانید تا اگر اشكالی دارد، او رفع كند و او هم محفوظاتش را برای شما بخواند.
اگر احساس می‌كنیم حافظه شما آمادگی تلاوت را ندارد، گاهی می‌توانید آیات را از روی قرآن مرور كنید، یا نوار ترتیل را گوش دهید و با شخص ترتیل‌خوان (مرتل) همخوانی كنید، یا آیات را از ذهن بگذرانید. البته این روش، موقت است و روش اصلی همان است كه انسان با تكیه بر حافظه و بدون كمك گرفتن از نوشته قرآن یا صدای ترتیل مرتل، قرآن را مرور كند. بدین جهت، كسانی كه همیشه از این روش موقت استفاده می‌كنند، كار صحیحی انجام نمی‌دهند؛ زیرا اولاً، با این كار حافظه‌شان تنبل و ضعیف می‌شود. ثانیاً، خیلی دیر به نتیجه مطلوب می‌رسند و وقت بیشتری را برای دستیابی به تسلط مطلوب باید بگذارند. ثالثاً، محفوظاتشان از استحكام چندانی برخوردار نیست.
در روش مرور مستقیم حافظه مجبور به فعالیت بیشتر است و لذا قوی‌تر و مسلط‌تر بر محفوظات می‌شود، اما در روش استماع نوار حافظه آنچه را می‌شنود، مرور می‌كند و بر اثر استماع زیاد، حفظ سطحی حاصل می‌شود كه بسیار شكننده و ضعیف است.
برای حفظ شماره آیه می‌توان همراه حفظ هر آیه، شماره آن را نیز به خاطر سپرد، به این گونه كه وقتی آیه را به منظور حفظ كردن می‌خوانید و تكرار می‌كنید، شماره آیه را نیز در ذهن مرور و تكرار كنید. حفظ شماره آیه هر چند زحمت بیشتری دارد، اما دارای فواید زیادی است. یكی از فوایدش آن است كه گاهی اگر آیه را فراموش كنید، با یادآوری شماره آیه، خود آیه هم در ذهن حاضر می‌شود. اما حفظ شماره صفحات لزومی ندارد.
در حفظ آیات مشابه نیز با زیاد شدن محفوظات تشابه بین آنها باعث به خطا افتادن حافظ می‌شود. از این رو، برای حفظ این آیات می‌توانید رموزی هرچند بی‌معنا قرار دهید؛ مثلاً در پایان 3 آیه متوالی آیات 176 تا 178 سوره آل‌عمران، سه جمله شبیه به هم وجود دارد كه فقط در یك كلمه اختلاف دارند: وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ (176) وَلَهُمْ عَذَابٌ ألِیمٌ (177) وَلَهُمْ عَذَابٌ مهِینٌ (178). هنگام حفظ این سه آیه اگر كلمه عام را كه از سه حرف اول سه كلمه آخر این آیات به دست می‌آید، به ذهن بسپاریم، هیچ‌گاه ترتیب آنها را فراموش نمی‌كنیم. با رمزگذاری یا دریافتن وجوه فرق آیات و كلمات مشابه، به راحتی می‌توان آنها را در حافظه تشخیص داد و هیچ‌گاه دچار سردرگمی نشد.



نوشته شده توسط yooseph در یکشنبه 11 فروردین 1392

ارسال نظر(0)



تاریخچه پرچم های ایران از گذشته تا كنون

: در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 (1979 میلادی) در مورد پرچم گفته شده است كه پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشكیل می شود و نشانهً جمهوری اسلامی (تشكیل شده با حروف الله اكبر) در وسط آن قرار دارد.

پیشینه نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام كاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاك(ضحاك) بر میگردد. در آن هنگام كاوه برای آن كه مردم را علیه ضحاك بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی كرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس كاخ فرمانروای خونخوار را در هم كوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید. فریدون نیز پس از آنكه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند كاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش كاویان " پدید آمد. نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنكه نشانه ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش كاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش كاویان می گفتند، هر چند این درفش كاویانی اساطیری نبوده است. محمدبن جریر طبری در كتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوك مینویسد: درفش كاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش كه اگر هر ارش را كه فاصله بین نوك انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول میشود. ابولحسن مسعودی در مروج اهب نیز به همین موضوع اشاره میكند. به روایت اكثر كتب تاریخی، درفش كاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنكه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی كه به قدرت می رسید تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ایران، در جنگی كه در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش كاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی كه به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند ".. با فتح ایران به دست اعراب -   " مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابك خرم دین دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یكسره سیاه رنگ داشت و بابك سرخ رنگ به همین روی بود كه طرفداران این دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجائی كه علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد. نخستین تصویر بر روی پرچم ایران در سال 355 خورشیدی ( 976 میلادی ) كه غزنویان، با شكست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یك ماه را بر روی پرچم خود كه رنگ زمینه آن یكسره سیاه بود زردوزی كنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شكار شیر دستور داد نقش و نگار یك شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال (1979 میلادی). . افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سكه هائی زده شد كه بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی كه به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت گردید. در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یكی اینكه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر ( برج اسد ) با میانهٌ تابستان نشان داده می شود. نظریه دیگر بر تاًثیر آئین مهرپرستی و میترائیسم در ایران دلالت دارد و حكایت از آن دارد كه به دلیل تقدس خورشید در این آئین، ایرانیان كهن ترجیح دادند خورشید بر روی سكه ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد. پرچم در دوران صفویان در میان شاهان سلسله صفویان كه حدود 230 سال بر ایران حاكم بودند تنها شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یكسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه طهماسب نیز چون خود زادهً ماه فروردین ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روی پرچمها و هم بر سكه ها ترسیم كنند. پرچم ایران در بقیهً دوران حاكمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می كردند. البته موقعیت و طرز قرارگرفتن شیر در همهً این پرچمها یكسان نبوده، شیر گاه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق های نوك تیز و باریك كه بر روی آن آیه ای از قرآن و تصویر شمشیر دوسر علی یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده است. به نظر می آید كه پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش. پرچم در عهد نادرشاه افشار نادر كه مردی خود ساخته بود توانست با كوششی عظیم ایران را از حكومت ملوك الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یكپارچه و متحد كند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و كركوك و بغداد و از شرق تا مرز چین پیش روی كرد. در همین دوره بود كه تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران بوجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته كه خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: " المك الله " سپاهیان نادر در تصویری كه از جنگ وی با محمد گوركانی، پادشاه هند، كشیده شده، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند كه در گوشهً بالائی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پائیتی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن بازهم " المك الله " آمده است. بر این اساس میتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود كه برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.. دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاریان، چند تغییر اساسی در شكل و رنگ پرچم داده شد، یكی این كه شكل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این كه آغامحمدخان به دلیل دشمنی كه با نادر داشت سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود كه در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز كه برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یكی پرچمی یكسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت كه پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نكته شگفتی آور این كه شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی كه در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود كه استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیك و سیاسی مرسوم شد. در تصویری كه یك نقاش روس از ورود سفیر ایران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس كشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حركت است. سالها بعد، امیركبیر از این ویژگی پرچم های سه گانهً دورهً فتحعلی شاه استفاده كرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشین فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به كار می رفته است كه بر روی یكی شمشیر دو سر حضرت علی و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت كه پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود. امیركبیر و پرچم ایران میرزا تقی خان امیركبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه امیركبیر ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود كه پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می كرد شرح زندگی نادر را بخواند. همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شكل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شكل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمینهً پرچم سفید، با یك نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنكه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباٌ به شكل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد... انقلاب مشروطیت و پرچم ایران با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشكیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به كار تدوین قانون اساسی و متمم آن می پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: " الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است"، كاملا مشخص است كه نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده اند. زیرا اشاره ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این كه شیر و خورشید بر كدام یك از رنگها قرار گیرد به میان نیامده بود. همچنین دربارهً وجود یا عدم وجود شمشیر یا جهت روی شیر ذكری نشده بود. به نظر می رسد بخشی از عجلهً نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده كه استفاده از تصویر را حرام می دانستند. نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به كار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب كه می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ این دین است، بنابراین پیشنهاد می شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد كه رنگ سفید رنگ مورد علاقهً زرتشتیان است، اقلیت دینی كه هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی كرده اند و این كه سفید نماد صلح، آشتی و پاكدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد. در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، بویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره گردید. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجباب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید كشاندند و این موضوع را این گونه توجیه كردند كه انقلاب مشروطیت در مرداد (سال 1285 هجری شمسی 1906 میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد(شیر). از سوی دیگر چون اكثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراین شیر هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شیعیان در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانهً ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پیشنهاد می كنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار كنیم كه این شیر و خورشید هم نشانهً علی باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شیر را نشانهً پیشوای امام اول بدانیم لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز بدستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاكمیت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاًتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص كرد. بخش نامهً دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گردید طول پرچم اندكی بیش از یك برابر و نیم عرضش باشد. پرچم بعد از انقلاب در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 (1979 میلادی) در مورد پرچم گفته شده است كه پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشكیل می شود و نشانهً جمهوری اسلامی (تشكیل شده با حروف الله اكبر) در وسط آن قرار دارد.




نوشته شده توسط yooseph در یکشنبه 11 فروردین 1392

ارسال نظر(0)



آنچه برج قابوس را ثبت جهانی کرد + افسانه ها

آنچه برج قابوس را ثبت جهانی کرد + افسانه ها و تصاویر

تابستان 91با حضور احمدي نژاد در گنبد کاووس ، برج قابوس به عنوان بلندترين بناي آجري جهان ، ثبت شد ، اين بنا که برج آزادي هم خوانده مي شود ، پانزدهمين اثر تاريخي کشورمان است که ثبت جهاني شد، اما جاذبه هاي اين برج که آن را اکنون در رديف ميراث جهاني يونسکو قرار داده است چيست ؟

به گزارش وبگردي باشگاه خبرنگاران به نقل از سرزمين خبر ، با حضور احمدي نژاد در گنبد کاووس ، برج قابوس به عنوان بلندترين بناي آجري جهان ، ثبت شد ، اين بنا که  به برج آزادي هم شناخته مي شود ، پانزدهمين اثر تاريخي کشورمان است که ثبت جهاني مي شود ، جاذبه هاي اين برج که آن را اکنون در رديف ميراث جهاني قرار داده است چيست ؟

برج قابوس در سال 375 ه . ش(1010سال پیش) به دستور قابوس حاکم گرگان ساخته شد. برج یا گنبد قابوس با 70 متر ارتفاع از سطح زمین بلندترین بنای آجری جهان است . این بنا با آجرهای زرد رنگ و به شکل یک استوانه ی چند وجهی ساخته شده است. برج در شهر گنبد کاووس قرار دارد و نام شهر هم از این بنا گرفته شده است. نام شهر در اصل گنبد قابوس بوده است.
 تبیان درباره برج قابوس نوشته است : «برج قابوس بن وشمگير» مرتفع‌ترين برج آجري ايران و یکی از بلندترین برج‌های آجری جهان است که در سي و ششمين اجلاس يونسكو در مسكو به ثبت جهاني رسيد. به همین دلیل در این جستار به معرفی این برج می‌پردازیم.

 

1- مقدمه
برج قابوس يكي از بي‌نظيرترين يادمان‌هاي معماري ايران در دوره‌ی اسلامي است. این اثر كه در شمال شهر «گنبد» و در ۳ كيلومتري بازمانده شهر قديم «جرجان» مركز حكومت «آل زيار» قرار دارد، از نظر هنر معماري و تاريخي، يادگاري بس ارزنده از دوران آبادي و شوكت سرزمين «جرجان» و دودمان «آل زيار» است.

اين بناي باشكوه به دستور «شمس المعالي قابوس بن وشمگير»، مشهورترين پادشاه «آل زيار» كه به گفته «ياقوت حموي» هم جنگجويي بي‌همتا و هم اديبي فاضل بود، ساخته شد.

 

«شمس‌المعالي» مردي فاضل، هنرپرور، خطاط و نويسنده‌اي زبردست و متفكر بودكه به زبان فارسي و عربي مطلب مي‌نگاشت و دربار وي محل تجمع علما و دانشمندان بود. به طوري كه «ابوريحان بيروني» كتاب معروف خود «آثار‌الباقيه» را به سال ۳۹۰ هجري قمري به نام او تأليف كرد.

برج قابوس در سال ۳۹۷ هجری قمری برابر با ۳۷۵ هجری خورشیدی برگرفته از نام اين حكمران ساخته شد. اما با وجود اتصاف او به فضل و ادب، قابوس فردي خشن، سخت‌دل و زشت‌خوي بود كه يك سال پس ازتكميل برج، به دست سرداران خود كه از بازگشت او به قدرت بيمناك بودند كشته شد.

پروفسور «آرتور پوپ» در مورد این بنا چنین نوشته‌است:
«در زیر سمت شرق کوه‌های البرز و در برابر صحراهای پهناور آسیا یکی از بزرگ‌ترین شاهکارهای معماری ایران با تمام شکوه و عظمت خود قد بر افراشته‌است. این بنا گنبد قابوس بقعه آرامگاه قابوس بن وشمگیر می‌باشد و برج آرامگاه از هرگونه آرایش مبراست. جنگنده‌ای با نیروی ایمان در نبرد رودرروی، پادشاهی شاعر در نبرد با ابدیت، آیا آرامگاهی چنین عظیم و مقتدر وجود دارد.»

و «ویل دورانت» در مورد آن نوشته‌است:
««جرجان» در قرن ۱۰ میلادی (عصر زیاریان) یکی از ولایت‌های بزرگ ایران بود و به امیران روشنفکر اشتهار داشت، مثل شمس المعالی قابوس وشمگیر که ابن‌سینا را به دربار خود خواند. این شهر گنبدی ۵۲ متری دارد.»


2- هدف از ساخت:
نظرات گوناگونی در هدف از ساخت این بنا داده شده است که به احتمال زیاد هدف از ساخت چنین بنای با شکوه و بزرگی نمایش قدرت و هنر و ایجاد بنای یادبودی است که یادآور شکوه وجلال دوره سلطنت بانی آن باشد. درباره‌ی اینکه هدف اولیه بنا ساخت بنا چه بوده است.

 

نظریات گوناگونی وجود دارد: محتمل‌ترین انگیزه‌ی ساخت چنین بنایی می‌توانسته مکانی برای آرامگاه بانی آن قابوس ابن‌وشمگیر باشد که البته در طی کاوش‌های متعدد کالبد قابوس بن وشمگیر هرگز پیدا نشد و نظریاتی وجود دارد که جسم قابوس ابن وشمگیر در یک تابوت شیشه‌ای از سقف برج آویزان بوده و روزنه برج نیز در شرق به خاطر این بوده که کالبد قابوس ابن وشمگیر بتواند اولین پرتوهای نورخورشید را دریافت کند، همچنین بعید نیست که تنها هدف از ساخت چنین بنای با شکوه و معظمی نمایش قدرت و هنر ایجاد بنای یادبودی باشد که یادآور شکوه و جلال دوره سلطنت بانی آن باشد. چون همواره پادشاهان بزرگ در پی باقی گذاشتن نامی جاودانه از خود بوده اند.

با توجه به ارتفاع زیاد برج این توجیه که ساختمان مذکور به منظور نشانه و نمود شهر «جرجان» و راهنمای مسافران در دشت گرگان بنا شده باشد در ذهن قوت می‌یابد. حتی اگر در ابتدا این برج با چنین هدفی ساخته نشده باشد ولی ارتفاع زیاد برج که 70 متر می‌باشد در دشت «جرجان» برای مسافران نشانه و علامتی نمایان بوده است.

3- شیوه معماری بنا:
این بنا یكی از اولین ساختمان‌هایی است كه مرز بین شیوة معماری خراسانی و رازی محسوب می‌شوند و در واقع مربوط به اوائل دوره‌ی شیوه‌ی معماری رازی است ساختمان این بنا تماماً از آجر و ملات ساروج ساخته شده است. یكی از بارزترین ویژگی‌های شیوة معماری رازی استفاده از آجر با بهترین كیفیت ممكن است .

4- ویژگی اثر:
این برج یكی از آثار باستانی كشورمان كه در اعداد بزرگترین مفاخر معماری قرن چهارم هجری است در شمال شرقی ایران در شهر گنبد كاووس قرار دارد. این بنای معروف كه یكی از بلندترین آثار تاریخی جهان بشمار می‌آید بر فراز تپه خاكی كه قریب 15 متر از سطح زمین بلندتر است، قرار دارد.

محیط داخلی بنا 30 متر و محیط خارجی آن 60 متر و قطر داخلی آن 9.6متراست . این بنای عظیم که تماماً از آجر پخته‌ی قرمز معمولی ساخته شده را می‌توان نمونه‌ای ارزنده در فن آجرکاری دانست.

از تزئینات خاص معماری بنا دو رشته مقرنس کاری ساده است که طاق هلالی سردر بنا را آراسته است.
دو ردیف کتیبه‌ی کمربندوار بدنه را زینت داده است.

در زیر به صورت مفصل ویژگی‌های این اثر ذکر می‌شود:

1-4- پی و بدنه:
پی‌سازی بنا از زمین سفت شروع و تا ارتفاع حدود 15 متری با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام شده است. درون پای بست سردابی وجود داشته كه پا كار طاق آن هنوز بر جای است ولی بر اثر كاوش‌های پیاپی كاوشگران كه در پی گنج بوده‌اند آثاری از كف آن بر جای نمانده است.

بدنه مدور خارجی گنبد قابوس دارای 15 ترك (دندانه نود درجه) است (همانند ستاره ده پر) این تَرَك‌ها كه در اطراف آن و به فواصل مساوی از یكدیگر قرار دارند، از پای‌بست بنا شروع و تا زیر سقف گنبدی ادامه می‌یابد و میان این تَرَك‌ها با كوهه‌ای آجری پر شده است (به جز درب ورودی.) رأس این تَرَك‌ها به اندازه یك مترو سی‌چهار سانتی متر از یكدیگر فاصله دارند.

قطر داخلی گنبد به‌طول نه متر و هفتاد سانتی متر و قطر آن از قاعده تَرَك‌ها به‌طول چهارده متر و شصت و شش سانتی متر و طول قطر آن از رأس تَرَك‌ها یا به عبارتی قطر ارباب یا پای بست آن هفده متر و شش سانتی متر می‌باشد. ضخامت میل از پایین به بالا كرنش كمی دارد و در ارتفاع 37 متری گنبد مخروطی بنای برج را تكمیل می‌كند.

-4- گنبد مخروطی:
از ارتفاع سی‌وهفت به بعد گنبد مخروطی قرار دارد.‌ این گنبد كه با آجرهای مخصوص دنباله‌دار كفشكی ساخته شده است، دو پوسته است. گنبد درونی مانند گنبدهای خاكی به شكل نیم تخم‌مرغی و از آجر معمولی است و پوسته‌ی بیرونی با آجر دنباله دار، و ارتفاع این گنبد مخروطی 18 متر است. در بدنه‌ی شرقی روزنه‌ای تعبیه شده كه ارتفاع آن یك متر و نود سانتیمتر است. عرض روزنه در قسمت بالا 73 و در وسط 75 و در پایین 80 است.

3-4- سردر ورودی و تزئینات آن:
در ضلع جنوبی آن یك ورودی قرار دارد كه 5/1 متر عرض و 55/5 متر ارتفاع دارد. در درون طاق هلالی سر در آن ، مقرنسی است كه به نظر می‌رسد در مراحل نخستین پیشرفت این نوع تزئینات معماری و گچ بری است . شاید این مقرنس ساده و در عین حال زیبا از اولین نمونه‌های مقرنس سازی در بناهای اسلامی می‌باشد كه بتدریج تكمیل شده است.


دكتر «ویلسن» آمریكایی نماینده‌ی دانشگاه پنسیلوانیا نیز در بازدید و تحقیقاتی كه از این بنا داشته راجع به این مقرنس‌ها چنین نوشته است: «بالای در، داخل هلال مدخل گیلوئی مقرنسی است كه در مراحل اولیه ترقی می‌باشد و این یكی از نمونه‌های تزئینی است از اصول یك معماری كه بعد اهمیت پیدا كرده است».


-4 بندکشی دیواره برج:
بدنه برج با دقت تمام بندکش نداشته است زیرا میان آجرهای ریشه دار آن با ظرافت تمام انجام شده لیکن گنبد مخروطی شکل احتیاج به بندکشی داشته است. در مورد ترکیب اجرای ملاط بندکشی عقاید متفاوت است. این ملاط که به رنگ خاکستری و دارای ترکیبی از شن و ماسه می‌باشد شباهت کامل به گونه‌ای ساروج محکم و بی‌مانند دارد که از نظر استحکام شگفتی برانگیز است.

5-4- کتیبه‌های برج:
دو ردیف كتیبه كوفی بصورت كمربندوار بدنه را آرایش كرده است كه یك ردیف آن در 8 متری پای آن و دیگری بالا در زیر گنبد مخروطی قرار دارند. نوع نوشته كوفی كتیبه‌ها ساده و آجری است. حروف آن آرایش ندارند و بر جسته و خوانا می‌باشند و حاشیه‌ی دور آنها قاب مستطیلی شكلی است از آجر. قابوس بن وشمگیر به زبان عربی علاقه‌ای خاص داشت و بدین سبب کتیبه‌های این بنا به زبان عربی و خط کوفی نگاشته شده است.

 

متن كتیبه‌ها چنین است :


1- بسم الله الرحمن الرحیم بنام خداوند بخشیده مهربان

2- هذ القصر المعالی این است كاخ عالی

3- الاصیر شمس المعالی امیر شمس معالی

4- الاصیر ابن الاصیر امیر سپر امیر

5- قابوس ابن وشمگیر قابوس فرزند وشمگیر

6- امر به نبائه فی حیاتی فرمان داد به بنای آن در زندگی خویش

7- سنه سبع و تمسین و ثلثماته قمریه سال سیصد و نود و هفت قمری

8- و سنه خمس و سیعین و ثلثماته سال سیصد و هفتاد و پنج شمسی

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده ی مهربان

این است کاخی بلند

برای امیر شمس المعالی

فرمانروا پسر فرمانروا

قابوس پسر وشمگیر

در زندگانی‌اش امر کرد به ساخت آن

در سال سیصد و نود و هفت هجری قمری

و سال سیصد و هفتاد و پنج هجری شمسی

 

برج در طی عمر خود سه بار تعمیر ومرمت شد آخرین بار نیز در سال 1349 تعمیر اساسی آن انجام گرفت بطوری كه این شاهكار معماری اسلامی كه با شكوه كمترین ابنیه قرن چهارم هجری است حفظ و مصون گشت . مصالح بكار رفته در این بنا ملات ساروج و آجر است این بنا تماماً از آجرهای پخته قرمز ساخته شده است.

آجرهای سخت این بنا بدلیل عوامل جوی به مرور به رنگ برنزی در آمده است. در نحوة اجرای این ساختمان بدلیل نبودن امكانات و تكنولوژی پیشرفته به جای چوب بست از كوبه و متراكم كردن خاك به دورنما بصورت مارپیچ و پله‌ای تا انتهای آن استفاده شده است كه بعد از اتمام بنا خاك‌ها را بصورت تپه در اطراف بنا پخش نموده‌اند.

برج قابوس طی هزار سال عمر خود را همواره در معرض گزند حوادث و خطرات گوناگون قرارداشته است: عوامل طبیعی همچون باد، باران و آفتاب و ... نتوانسته صدمه‌ای آنچنانی به ظاهر بنا وارد آورد. تابش آفتاب سوزان صحرا رنگ سرخ آجرهای بنا را به رنگ برتری (طلای خاکی) تبدیل کرده و باران موجب فرسایش در برخی نقاط آن گشته است.

لیکن بیش از همه دست مخرب کاوشگران گنج به حفر و تخریب در بنا دست زده‌اند موجب خرابی بنا شده‌اند حتی اقدامات امراء و سلاطین مستبد که سعی در تخریب کامل بنا داشته‌اند مزید بر علت بوده است.

«رابینو» می‌نویسد یکی از سران گیلان به خیال اینکه گنجی در زیر بام پنهان کرده‌اند امر کرد گرداگرد برج را خالی کنند و گویا با شنیدن اینکه ممکن است موجب تلف شدن تمام عمله‌ها شود از انجام قصد خود منصرف شده است.

همچنین بنا به نوشته معینی یکبار نادرشاه با ناحیه شمال ایران آمده بود و با دیدن برج از دور گمان کرد که شهری پر رونق در آنجا وجود دارد ولی بعد که متوجه شد آنجا تقریباً غیرمسکونی و ده کوچکی است بسیار ناراحت شد و دستور تخریب برج را داد که خوشبختانه از این بلا نیز برج در امان ماند.

روس‌ها و انگلیسی‌ها نیز به امید یافتن مقبره‌ی احتمالی و عتیقه‌جات بارها دست به حفر به کف داخل برج زده‌اند. در زمان تصرف نواحی شمال ایران توسط روس‌ها، برج قابوس انبار مستحکمه آنها بود و همچنین بر روی تپه آن ساختمان ستاد انتظامات و قراولخانه نیز بنا کرده بودند.

در قسمت‌هایی از گنبد مخروطی شکل بر اثر اصابت گلوله توپ‌های روسی خرابی‌هایی ایجاد شده بود و به هر ترتیبی بود صفّه آن ساخته و پرداخته شد. قسمت مهم تعمیر آن که مرمت گنبد مخروطی و پوشش بام گنبد موکول به سال 1318 خورشیدی گردید؛ سپس در خلال سال 1317 به تهیه چوب بست معظم آن در بدنه وسطی غربی ورودی گنبد مخروطی اقدام شد و پس از یک سال که چوب بست آن پایان یافت و نردبان سی و سه پله آن به اتمام رسید.

از شهریور ماه سال 1318 خورشیدی شروع به تهیه آجر مخصوص بام و ساختن پالکی دوار و نصب جراثقال و سایر وسایل فنی تعمیر گردید و در طی مدت سه ماه کلیه مرمت گنبد مخروطی و تعمیر کتیبه و صفت‌ها، عده و اصلاحات درونی آن به پایان رسید.

اکنون پس از مرحله تعمیر و مرمت انجام یافته بر روی برج قابوس این بنای بی‌نظیر، با شکوه و ابهت خود چشم بینندگان را خیره کرده است و محوطه بنای برج قابوس به عنوان باغ ملی (پارک قابوس) که در شمال شهر (خیابان امام خمینی شمالی) جای گرفته استفاده می‌شود.

اخیراً زیبا سازی و چمن‌کاری تپه مصنوعی، درختکاری و سنگفرش محوطه و اقدامات دیگر به منظور هر چه بهتر و زیبا تر کردن این مکان دیدنی انجام شده است.

افسانه هاي برج قابوس


اخیرا روزنامه ایران نیز مطلبی درباره افسانه های برج قابوس آورده است که مرور آن خالی از لطف نیست :
 


يكي از بي نظيرترين يادمان هاي معماري ايران در دوره اسلامي برج قابوس بن وشمگير است. اين اثر كه در شمال شهر گنبد و در ۳ كيلومتري بازمانده شهر قديم جرجان مركز حكومت آل زيار قرار دارد، از نظر هنر معماري و تاريخي، يادگاري بس ارزنده از دوران آبادي و شوكت سرزمين جرجان و دودمان آل زيار است.
اين بناي باشكوه به دستور «شمس المعالي قابوس بن وشمگير»، مشهورترين پادشاه آل زيار كه به گفته «ياقوت حموي» هم جنگجويي
بي همتا و هم اديبي فاضل بود ساخته شد.
«شمس المعالي» مردي فاضل، هنرپرور، خطاط و نويسنده اي زبردست و متفكر بودكه به زبان فارسي و عربي مطلب مي نگاشت و دربار وي محل تجمع علما و دانشمندان بود. به طوري كه «ابوريحان بيروني» كتاب معروف خود
«آثار الباقيه» را به سال ۳۹۰ هجري قمري به نام او تأليف كرد.
برج قابوس در سال ۳۱۶ هجري قمري برگرفته از نام اين حكمران ساخته شد. اما با وجود اتصاف او به فضل و ادب، قابوس فردي خشن، سختدل و زشتخوي بود كه يك سال پس ازتكميل برج، به دست سرداران خود كه از بازگشت او به قدرت بيمناك بودند كشته شد.
افسانه اي است كه مي گويد پيكر بي جان ابوالمعالي در تابوتي بلورين جاي داشت و از ارتفاع ۵۰ متري سقف برج با زنجيري آويخته بود و هر بامداد فروغ خورشيد از روزنه ۲ متري گنبد بدان مي تابيد.
به عقيده مدير پژوهشي پايگاه تاريخي شهر جرجان، گنبدكاووس در دوران هاي پيش از اسلام در ايران، استودان (تابوت) بزرگان را به نحوي مي ساختند كه دشمن به استخوان هاي آنان دسترسي نداشته و اين مطلب را درباره استودان انوشيروان به تفصيل گفته اند. اما نظر به اين كه قابوس مسلمان بوده، نمي توان پذيرفت كه پيكر وي به صورت هميشگي با تابوت آويخته شده باشد.
جاويد ايمانيان افزود: در آغاز اسلام، پيكر بزرگان ايراني را به مدت چندين روز پس از مرگ به سقف مي آويختند تا مردم با ايشان بدرود گويندو سپس آنان را در آرامگاه ابدي شان به خاك مي سپردند. چنان كه در مورد «صاحب
بن عباد» نقل است كه پيش از حمل جسد وي به اصفهان به منظور تدفين، چند روز تابوت وي را در سرايش به سقف آويخته بودند تا كسان وي و بزرگان با او وداع نمايند. منتهي در خصوص تابوت قابوس با اطلاعات موجود نمي توان قضاوت صحيحي كرده و به نتيجه واحدي دست يافت.
مطمئناً از آنجايي كه هيچ جاي بنا پله اي نيست كه به بالا راه داشته باشد، تابوت قابوس مطابق گفته ها آويزان بوده و سپس وي را در مقبره اش دفن كرده اند منتهي نه جسد و نه تابوت هيچگاه پيدا نشد.
افسانه ديگري كه بين مردمان منطقه خصوصاً در سالهاي دور بيان مي شد، وجود كانالي در زير برج بوده كه تا مرزهاي روسيه شوروي سابق ادامه مي يافت.
اما واقعيت اين افسانه شايد اينگونه باشد كه يك هيأت روسي در سال ۱۳۱۶ هجري قمري يا ۱۸۸۶ ميلادي به واسطه حاكميت روس ها در گنبدكاووس و وجود يك پادگان قزاق در اين شهر توانست در محل برج دست به كندوكاوي بزند. از جمله اين كه تا عمق ۱۱ متري زير برج را حفر كردند. نتايج حاصله از حفاري در آن سال ها اين بود كه اولاً اين تپه مصنوعي است و تا عمق مورد حفاري داراي زيرسازي آجري بوده و در نتيجه احتمال مي رود كه تپه اطراف گنبد را بعدها به صورت خاكريزي مصنوعي ساخته باشند و ثانياً مسلم شد كه پيكر قابوس در كف يا زيرزمين اين بنا مدفون نشده است.
درباره برج قابوس حكايات و روايات ديگري نيز در ميان مردم منطقه وجود دارد. يكي از اين روايات افسانه وار حاكي است كه بر رأس مخروط بناي قابوس، زين زريني قرار داشته است. گويا شخصي (در اوايل قرن حاضر شمسي) به منظور
پي بردن به صحت و سقم اين موضوع و دستيابي به زين با استفاده از چوب و تخته و ريسمان موفق به صعود بر بالاي برج مي شود ولي چيزي
نمي يابد.
همچنين روايت ديگري در ميان عامه نقل مي شد كه معمار بنا پس از پايان ساخت پي بنا به مدت ۵ سال پنهان شده تا مبادا قابوس به سبب تعجيل در كارها پيش از مستحكم شدن كامل پي بنا وي را وادار به ادامه عمليات ساختماني نمايد كه در نتيجه از عمر و استحكام بنا كاسته شود. البته هيچ گونه سندي در رد و قبول اين روايات در دست نيست.
علاوه بر افسانه ها، برج قابوس كه نماد شهر بزرگ جرجان بود در طي عمر ۱۰۰۰ ساله خود همواره در معرض گزند حوادث و خطرات گوناگون هم قرار داشته است.
عوامل طبيعي همچون باد، باران و آفتاب يكي از مواردي بوده كه البته نتوانسته صدمه آنچناني به ظاهر بنا وارد آورد و تنها تابش آفتاب سوزان صحرا رنگ سرخ آجرهاي بنا را به رنگ برنزي تبديل نموده و باران موجب فرسايش در برخي نقاط آن گشته است. اما دست مخرب كاوشگران گنج كه همواره در پي كسب ثروتي بادآورده اند در كنار اقدامات امرا و سلاطين مستبد همواره برج را تهديد مي كرد.
همچنين به نوشته «رابينو» جهانگرد معروف، يكي از سران گيلان به خيال اينكه گنجي در زير برج پنهان كرده اند امر كرد گرداگرد برج را خالي كنند و گويا فقط با شنيدن عذر اينكه آن كار ممكن است موجب مرگ تمام عمله ها شود، از اجراي قصد وحشيانه خود چشم پوشيد.
همچنين «اسدالله معيني» از نويسندگان تاريخ استرآباد
مي نويسد يكبار نادرشاه به شمال ايران آمده و چون راه زيادي پيموده بود از ديدن ميل گنبد خوشحال شد و حدس زد كه آنجا شهر بزرگي باشد. چون آنجا را تقريباً غيرمسكوني و ده كوچكي ديد، بسيار ناراحت شد و امر به تخريب گنبد داد ولي خوشبختانه بنا از بلا در امان ماند.
روس ها و انگليسي ها نيز به اميد يافتن مقبره احتمالي و عتيقه جات بارها دست به حفاري در محوطه برج زده اند و نيز زماني روس ها ستاد امور انتظامات و قراولخانه خود را پاي گنبد بنا كرده بودند كه باعث شد قسمت هايي از گنبد مخروطي شكل بر اثر اصابت گلوله
توپ هاي روسي، خراب شود.

دلايل ساخت اين بناي عظيم نيز يكي ديگر از سؤالاتي است كه همواره مطرح بوده و همواره نظريات گوناگوني در اين مورد وجود دارد. محتمل ترين انگيزه ساخت چنين بنايي
مي توانسته تخصيص آن به منظور آرامگاه باني آن قابوس بن وشمگير باشد. رسمي كه هميشه در بين پادشاهان بزرگ وجود داشت تا نامي جاودانه از خود برجاي بگذارند. همچنين بعيد نيست كه تنها هدف از ساخت چنان بناي باشكوه و معظمي نمايش قدرت، هنر و ايجاد بناي يادبودي براي يادآوري جلال دوره سلطنت باني آن باشد.
مدير پژوهشي پايگاه تاريخي شهر جرجان - گنبدكاووس، در مورد دلايل ساخت برج مي گويد با توجه به ارتفاع زياد بنا اين توجيه كه ساختمان مذكور به منظور نشانه و نماد شهر جرجان و راهنماي مسافران در دشت گرگان باشد در ذهن قوت مي يابد. در معماري ايراني به بناهاي كشيده و معظم (ميل)، همچون گنبدقابوس كه به منظور تعيين مسير مسافران در طول راه ها احداث مي شده بسيار برمي خوريم. حتي اگر اين گنبد در ابتدا با چنين هدفي ساخته نشده باشد بدون شك چنين وظيفه اي را ايفا مي نموده است.
همچنين به علت نبود فناوري پيشرفته در زمان ساخت و با توجه به ارتفاع زياد بنا، استفاده از داربست در ساخت بنا غيرممكن مي نمايد. از اين رو براي مصالح رساني و كار بر روي ساختمان بي گمان به جاي داربست از خاكريز و متراكم كردن خاك در پيرامون بنا به صورت مارپيچ و پله اي تا رأس آن استفاده شده است.
جاويد ايمانيان عقيده دارد كه از خاكريز به جاي داربست در ساخت ابنيه معماري اسلامي بسيار استفاده شده است. مثلاً در ساخت بناي باشكوه تاج محل در هند براي حمل قطعه سنگ هاي بزرگ مرمر كه براي ساختن گنبد مقبره به كار مي رفت، چهار جاده شيبدار از فواصل دور تا بالاي اسكلت بنا به وسيله خاكريز كشيده و تخته سنگ هاي مرمرين به وسيله چندين ارابه جهت نصب به بالاي ساختمان منتقل شده است.
ايمانيان مي افزايد: پس از پايان كار ساختمان بناي گنبدقابوس، خاك هاي پيرامون آن را به اطراف پراكنده اند تا قامت شكوهمند برج نمايان گردد، ليكن تا ارتفاع تقريبي
۱۵ متري از سطح زمين خاك ها را باقي گذارده اند و چون بر طبق پيش بيني هاي قبلي تا اين ارتفاع بدنه استوانه اي برج را بدون هيچ گونه آرايشي چيده اند. پس از پراكندن خاك هاي اطراف آن، اين قسمت به عنوان پي بنا در نظر گرفته شده بود تا با پله اي سترگ بر سطح تپه مزبور گشوده شود. بدين خاطر هم اكنون چنين به نظر مي رسد كه بناي گنبد بر روي تپه اي بزرگ ساخته شده است.
اين بناي باشكوه در سال ۳۷۵ هجري شمسي ساخته شده و همزمان با آن حكيم ابوالقاسم فردوسي (۴۱۱ - ۳۳۰ هجري قمري) سرايش كتاب گرانقدر خود شاهنامه را تقريباً همزمان با بناي برج قابوس به اتمام رسانده است.

 

💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
علمی تفریحی
علمی تفریحی

منوی اصلی

سلام من یک انسانم مثله همه.من همیشه دوست داشتم که یک وبلاگ علمی داشتم که توش از تمام چیز ها صحبت می شد .البته من یه وبلاگ این شکلی یعنی وبلگ علمیرو پیدا کردم که خیلی به دردم خورد. اسم وبلاگ بود گروه علمی تحقیقاتی مریخ نورد.خلاصه من هم به تکاپو افتادمو این وبلاگو توی 92/1/8راه اندازی کردم ومطمین بودم که بازدیدش خیلی کم باشه ولی استقبال زیاد بود تا امروزیعنی92/12/1بالای 12000نفر اومدن بازدید ومن هم بیشتر از پیش علاقه مند شدم ومطالبو بردم بالا.تا حالا دیدین که یه وبلاگ144تا مطلب داشته باشه ولی این وبلگ داره.اگه یه مطلبی به دستتون افتاد که دیدین مطلب خوبیه حتما اونو به ایمیلم ارسال کنین تا با نام خودتون در این وبلاگ ثبت بشه ویه قدمی توی بالا بودن اطلاعات عمومی بزارین با تشکر ایمیل اینجانب:amirpooya@chmail.irحتما به داشتن یا نداشت فاصله وبزرگی حروف دقت کنین

دسته بندی
آرشیو مطالب
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391
آخرین مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
امکانات جانبی
[Post_Title]
ن : [Post_Author] ت : [Post_Date] ز : [Post_Time] | +

[Post_Content]

:: موضوعات مرتبط: [Post_Cat_Title]،
:: برچسب‌ها: [Post_Tags_Title],
ادامه ی مطلب
.:: ::.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به علمی تفریحی مي باشد.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران